صنایع بزرگ انرژیبر در ایران، از فولاد و سیمان گرفته تا پتروشیمی و صنایع معدنی، همواره با چالش سنگین هزینههای تامین انرژی دست و پنجه نرم کردهاند. این هزینهها که سهم عمدهای در قیمت تمامشده محصولات دارد، رقابتپذیری این صنایع را در بازارهای جهانی تحت تاثیر قرار میدهد. در عین حال، فشارهای فزاینده بینالمللی و داخلی برای کاهش ردپای کربن و حرکت به سمت تولید سبز، این صنایع را در دوراهی پیچیدهای قرار داده است. در این میان، ظهور نیروگاههای خورشیدی در مقیاس بزرگ و امکان احداث این نیروگاهها در مجاورت مجتمعهای صنعتی، نه تنها یک راهحل، بلکه یک تحول استراتژیک برای خروج از این بنبست به شمار میرود. این همگرایی میتواند آینده صنعت ایران را به سوی بهرهوری بالاتر و پایداری بیشتر سوق دهد.
دلیل اول این تحول، اقتصادی و مبتنی بر کاهش هزینههای عملیاتی است. انرژی خورشیدی، پس از عبور از مرحله سرمایهگذاری اولیه، هزینه تولید بسیار پایین و قابل پیشبینیای دارد. یک نیروگاه خورشیدی که به طور اختصاصی برای یک مجتمع صنعتی طراحی و ساخته میشود، میتواند بخش قابل توجهی از نیاز برق پایه آن صنعت را با قیمتی ثابت و معمولاً پایینتر از نرخ شبکه یا هزینه تولید داخلی با ژنراتورهای فسیلی تامین کند. این ثبات قیمت در طول دههها، امکان برنامهریزی مالی بلندمدت را برای صنایع فراهم میآورد و آنها را از نوسانات قیمت حاملهای انرژی و تعرفههای برق مصون میدارد. شرکتهای توسعهدهندهای مانند انرژی گستر هوران پایا با ارائه مدلهای مشارکتی و سرمایهگذاری، این امکان را به صنایع میدهند که بدون تحمیل بار سرمایهای سنگین اولیه، از مزایای برق پاک و ارزان بهرهمند شوند. برای مثال، یک مجتمع فولادسازی میتواند با اختصاص بخشی از زمینهای مازاد خود و عقد قرارداد خرید برق بلندمدت، یک نیروگاه خورشیدی اختصاصی داشته باشد.
دلیل دوم، الزامات محیط زیستی و کسب برچسب سبز است. امروزه در تجارت جهانی، محصولاتی که با انرژی پاک تولید شوند، از جایگاه و مقبولیت بالاتری برخوردارند و میتوانند سهم بازار بهتری کسب کنند. صنایع ایرانی با تامین بخشی از انرژی مورد نیاز خود از منابع تجدیدپذیر مانند خورشید، میتوانند ردپای کربن محصولات خود را به طور ملموسی کاهش دهند. این اقدام نه تنها پاسخگوی قوانین سختگیرانه آینده است، بلکه ابزاری قدرتمند برای بازاریابی و ارتقای تصویر برند بینالمللی محسوب میشود. این مسیر، صنایع را از حالت انفعالی در قبال قوانین محیط زیستی خارج کرده و به بازیگری فعال در عرصه توسعه پایدار تبدیل میکند. نیروگاه خورشیدی نصب شده در کنار یک کارخانه، نمادی عینی از تعهد آن صنعت به مسئولیت اجتماعی و حفظ محیط زیست است.
اما دلیل سوم و عمیقتر، نقش انرژی خورشیدی در تضمین تداوم تولید و امنیت انرژی محلی صنایع است. بسیاری از صنایع در مناطق دور از مراکز اصلی تولید برق قرار دارند و یا با محدودیتهایی در اتصال به شبکه سراسری مواجهند. یک نیروگاه خورشیدی اختصاصی، به عنوان یک منبع تولید پراکنده و مستقل، میتواند پایداری و قابلیت اطمینان برق رسانی به آن مجتمع را افزایش دهد. این موضوع به ویژه در زمان اوج مصرف شبکه یا وقوع حوادث غیرمترقبه که ممکن است منجر به قطعی برق شود، حیاتی است. ترکیب نیروگاه خورشیدی با سیستمهای ذخیرهسازی باتری، میتواند حتی برق پایدار مورد نیاز برای فرآیندهای حساس را در ساعات شب نیز تامین کند.
در نهایت، این همکاری، موتور محرکهای برای توسعه منطقهای است. سرمایهگذاری مشترک صنایع بزرگ و شرکتهای توسعهدهنده انرژیهای تجدیدپذیر، باعث جذب سرمایه، انتقال فناوری و ایجاد اشتغال تخصصی در مناطق صنعتی میشود. این مدل، الگویی برد-برد را ایجاد میکند که در آن صنعت به صرفهجویی و پایداری میرسد، شرکت توسعهدهنده به رشد و سودآوری، و منطقه میزبان به توسعه اقتصادی و بهبود شاخصهای محیط زیستی دست مییابد. بنابراین، پیوند استراتژیک بین نیروگاههای خورشیدی و صنایع انرژیبر، دیگر یک انتخاب دلبخواهی نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای آینده صنعتی ایران است که میتواند ضمن کاهش هزینهها، راه را برای حضور قدرتمند در بازارهای جهانی و حرکت به سوی اقتصاد کربنخنثی هموار سازد. چشمانداز شرکت انرژی گستر هوران پایا برای احداث نیروگاههای بزرگ، در راستای محقق ساختن همین نقشه راه تحولآفرین ترسیم شده است.


