نبرد سبز در سرزمین آفتاب: چین، ژاپن و هند و درس‌هایی برای تسخیر بازارهای آینده انرژی

رقابت بر سر سلطه در صنعت انرژی خورشیدی دیگر محدود به میدان‌های آزمایشگاهی و نمایشگاه‌های فناوری نیست. این رقابت اکنون به عرصه‌ای استراتژیک در قلب روابط بین‌الملل و اقتصاد جهانی تبدیل شده است، جایی که قدرت‌های اصلی شرق آسیا و شبه‌قاره هند، نقشه راه بلندپروازانه‌ای را برای رهبری این صنعت ترسیم کرده‌اند. چین، ژاپن و هند، هر یک با استراتژی‌های متمایز اما هم‌افزا، در حال تعریف مجدد قواعد بازی در تولید، فناوری و صادرات انرژی خورشیدی هستند. برای کشوری مانند ایران که نه تنها یک مصرف‌کننده، بلکه یک بازیگر بالقوه در این عرصه است، درک این روندهای جهانی و الگوبرداری هوشمندانه از آن‌ها، کلید گشودن دروازه‌های آینده انرژی محسوب می‌شود. در این نبرد سبز، آنچه تعیین‌کننده است، نه فقط حجم سرمایه‌گذاری، بلکه عمق نوآوری، کیفیت زیرساخت و چابکی در تطبیق با نیازهای منطق‌ای و جهانی است.

چین به عنوان غول بی‌چون و چرای این عرصه، استراتژی خود را بر دو ستون «تولید انبوه» و «کنترل زنجیره ارزش جهانی» بنا نهاده است. این کشور امروز نه تنها بزرگ‌ترین تولیدکننده پنل‌های خورشیدی جهان است، بلکه بر مراحل حیاتی از استخراج مواد خام (مانند پلی‌سیلیکون) تا تولید سلول‌های پیشرفته نیز تسلط دارد. این کنترل عمودی، به چین توان بی‌مانندی در کاهش هزینه‌ها و تعیین قیمت در بازارهای جهانی بخشیده است. اما اهداف چین به سلطه در تولید محدود نمی‌شود. این کشور به سرعت در حال تبدیل شدن به بزرگ‌ترین نصب‌کننده نیروگاه‌های خورشیدی در داخل مرزهای خود و نیز صادرکننده کلان این فناوری به شکل «طرح‌های کلان زیرساختی» به کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین است. آنچه از چین می‌توان آموخت، لزوم ایجاد یک اکوسیستم صنعتی یکپارچه و خودکفا در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر است. برای ایران، این به معنای تشویق و حمایت از شکل‌گیری زنجیره تولید داخلی برای حداقل بخشی از تجهیزات اساسی، از سازه‌های فلزی تا اینورترها، و کاهش وابستگی به واردات در بلندمدت است.

در مقابل، ژاپن و هند مسیرهای متفاوت اما مکملی را در پیش گرفته‌اند. ژاپن، با وجود محدودیت فضای جغرافیایی، استراتژی خود را بر «نوآوری در فناوری‌های پیشرفته و بهره‌وری حداکثری» متمرکز کرده است. تمرکز این کشور بر توسعه پنل‌های با راندمان فوق‌العاده بالا، سیستم‌های ذخیره‌سازی باتری نوین و فناوری‌های «هیدروژن سبز» تولیدشده از انرژی خورشیدی است. پروژه‌های نمادینی مانند مزارع خورشیدی شناور بر روی مخازن سدها و استفاده از زمین‌های غیرقابل کشت، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با فناوری بر محدودیت‌های طبیعی غلبه کرد. هند اما رویکردی «کلان‌نگر و مبتنی بر مقیاس» دارد. این کشور با پروژه‌هایی عظیم مانند پارک خورشیدی «پاواگادا» با ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده ۲۰۵۰ مگاوات، نشان داده که چگونه می‌توان با جذب سرمایه‌گذاری خارجی و ایجاد بسته‌های تشویقی جذاب، توسعه انرژی خورشیدی را با سرعتی خیره‌کننده پیش برد. هند همچنین به شدت بر توسعه نیروگاه‌های خورشیدی متمرکز (CSP) که قابلیت ذخیره‌سازی حرارتی و تولید برق در شب را دارند، سرمایه‌گذاری می‌کند تا مشکل تناوب تولید را حل کند.

برای ایران و شرکت‌های توسعه‌دهنده‌ای مانند انرژی گستر هوران پایا، این تجارب چندین فرصت استراتژیک را روشن می‌سازد. نخست، امکان همکاری فنی با کشورهایی مانند ژاپن در حوزه فناوری‌های پیشرفته و با هند در زمینه اجرای پروژه‌های بزرگ‌مقیاس و مدیریت آن‌ها وجود دارد. دوم، ایران می‌تواند با الهام از مدل هندی، پارک‌های خورشیدی عظیمی در مناطق مرکزی خود ایجاد کند و با تضمین خرید برق و تسهیل قوانین، سرمایه‌گذاران بین‌المللی را جذب نماید. سوم و از همه مهم‌تر، موقعیت جغرافیایی ایران، این کشور را به یک «هاب منطق‌ای انرژی» بالقوه تبدیل می‌کند. با توسعه نیروگاه‌های بزرگ در شرق کشور (مثل سیستان و بلوچستان) و ایجاد خطوط انتقال قوی، ایران می‌تواند در آینده برق پاک را به کشورهای همسایه نیازمند انرژی صادر کند و نقش جدیدی در امنیت انرژی منطقه ایفا نماید. این چشم‌انداز مستلزم برنامه‌ریزی بلندمدت، اصلاح قوانین به نفع جذب سرمایه خارجی و تمرکز بر دیپلماسی انرژی است. در نبرد سبز آینده، برنده کسی نیست که بیشترین پنل را تولید کند، بلکه کسی است که بتواند انرژی خورشیدی را به کالایی راهبردی، باثبات و قابل اطمینان برای رشد اقتصادی خود و همسایگانش تبدیل کند. این همان نقشی است که ایران با اتکا به شرکت‌های توانمند داخلی می‌تواند به عهده گیرد.